میثم امیری

میثم امیری سردبیر مجله ادبی الفیا

وفاداری به نام و ننگ نوشتن

در نوشتن، انسان خودش موضوع است و درونش. آن‌که برای بیرون می‌نویسد، لحاف‌دوزِ محیط می‌شود؛ در موج‌هایش غرق می‌شود و فریادرسی نمی‌یابد. هیچ کلمه در هیچ لحظه‌ای نمی‌تواند بنا به سازی بیرونی کوک شود؛ اگر شود، نویسنده از نوشتن دور شده، از حق‌‌طلبی فاصله می‌گیرد و هم‌پای ستم‌زاها می‌شود. نوشتن یک امر فردی -نه شخصی- است که تنها یک مخاطب دارد؛ خودِ آدم. اگر حرفی بر قلبت نشسته باشد، شاید بر قلبی دیگر بنشیند. معیار در نوشتن قلب آدمی است نه قلب دیگری. از قلب آدمی است که نوشتن آغاز می‌شود. خمینی جایی گفته است که چنان سکرات مرگ سنگین است که بعد از مرگ، کلِّ محفوظات و اطلاعات آدمی پاک می‌شود و تنها چیزهایی می‌ماند که به قلب راه یافته باشد. حال همه آن‌چه که نویسنده می‌نویسد، جز در پالایش خویشتن نمی‌تواند به کار آید. دوست و مخاطب و جامعه و حکومت مشتری‌های بعدی‌ند. وقتی قلب را معیار بگذاری، ممکن است نوشته‌ات سرراست و حسّی و انسانی از آب دربیاید و مشتری هم بیابد.

باقی ماجرا
جادوی «نثرهای شعرشده» محمود دولت‌آبادی در کلیدر

جادوی «نثرهای شعرشده» محمود دولت‌آبادی در کلیدر

در ادبیات داستانی ایران ستاره‌های درخشانی بوده‌اند که موفق شده‌اند از ظرفیت‌های بی‌شمار نثر ارزشمند پارسی استفاده کنند و داستان‌هایی کاملاً ایرانی خلق کنند. محمود دولت‌آبادی شاید فروزان‌ترین این ستارگان بوده‌است. در رمان سترگ «کلیدر» که پرحجم‌ترین و یکی از بهترین رمان‌های فارسی است، شاهد مبارزهء عیارانهء گل‌محمد کلمیشی علیه ظلم حاکم هستیم. یکی از شخصیت‌های مهم داستان که همواره او را در کنار گل‌محمد می‌بینیم، «ستار» است که اگرچه ظاهراً کارش پینه‌دوزی است، لکن در واقع عامل حزب توده است و قصد دارد قیام گل‌محمد و یارانش را به سمت منافع چپ‌گرایان متمایل کند. اما گل‌محمد آزاده‌تر از آن است که به این مسیر بیفتد. نهایتاً ستار با مشاهده آزادگی و اصالت گل‌محمد، شیفتهء او و قیامش می‌شود و حتی دست از عقاید خودش می‌شوید.

باقی ماجرا