حسام برزگران :با دست هایش

حسام برزگران

با دست هایش
می کاشت
با پاهایش بر می داشت
و با چشم هایش می خورد
.
سیم خاردار را
مین کهنه را
ترکش تازه را
.
از چه باید می گذشت
کشاورزی
که مرز میان زندگی و جنگ
از زمین هایش عبور می کرد؟
.
حسام برزگران

Read More

نگاه می کنم و می کشند

حسام برزگران

نگاه می کنم و می کشند
هر چیزی را
که در من است،
نقاش ها

خیره مانده ام
و جلوتر می آیند،
دوربین ها

ایستاده ام
و مدام دورم می زنند،
آدم ها

مجسمه ای
در شلوغ ترین میدان شهرم
که هر روز
تکرار می شود..

حسام برزگران

Read More