مرتضی قلی زاده بابک

سوت و کورم تو نباشی شبِ تار است دلم
مثلِ معتادِ به تریاک خمار است دلم

دلِ من مثل اناری است که در دستِ شماست
خون آن می خوری و تحتِ فشار است دلم

فصل هر فصل که باشد من از آن بی خبرم
بی تو همواره خزان با تو بهار است دلم

ماهیِ قرمزِ لب های تو شیطان شده است
گربه ای عاشق و دنبالِ شکار است دلم

تا ببازم همه ی زندگی ام را هستم
شرط بازی تویی و اهلِ قمار است دلم

مرتضی قلی زاده بابک

پست کامل
شیما شاهسواران احمدی

شیما شاهسواران احمدی

چگونه بی تو بگویم که هر چه بادا باد
که می‌کند غم عشق تو ریشه از بنیاد

چقدر سر به هوایی و سرکش و مغرور
به سرو تکیه زدم قامتش فریبم داد

تو باد بودی و من برگ دیر فهمیدم
هزار برگ خزان می‌‌روند اگر بر باد

انار کال درختان پناه‌شان شاخه‌ست
انار تا برسد شاخه می‌رود از یاد

همیشه میوه‌ی شیرین به خاک می‌افتد
مرا نچیدی و این میوه از دهان افتاد

چه بی‌ثمر به دل سنگ تیشه می‌کوبم
عوض شده‌ست زمانه عوض شده فرهاد

میان عشق و اسارت هزار فرسنگ است
که هر که دل به کسی داد می‌شود آزاد

شیما شاهسواران احمدی

پست کامل
اصغر معاذی

با شعرهایم آمدی یک شب به دنیایم

با شعرهایم آمدی یک شب به دنیایم
دنیا مرا گم کرد و چشمان تو پیدایم

شوق تو دشت سینه ام را می دود تا صبح
آهوی من…کی می گذاری سر به صحرایم

گم می کنم هرشب خیابان های دنیا را
تا دست هایت نیست…طولانی ست شب هایم

انگار دست عشق، بی تو حلقه ی مرگ است
بر گردنم افتاده یا پیچیده بر پایم

آنقدر با من مهربان بودی که بعد از تو
یک لحظه حس کردم که صد سال است تنهایم

من…ابر_ گیرافتاده در آغوش البرزم
یک روز بر می گردم از تهران به دریایم…!

اصغر معاذی

پست کامل