حسام برزگران

نیمه ی پر لیوان روی میز : حسام برزگران

نیمه ی پر لیوان روی میز
خشاب های خالی کنارش.
قرص آرامبخش
حرف های تکراری را بازگو می کند
و در اعماق سیاهی
به دوستانش می پیوندد.
شربت زعفران
در ته استکان
ادا در می آورد
تا شاید ابروهای او
کمی از هم دور شوند
ملحفه ی سفید،
مدام از صلح می گوید
و درخت زیتون
به پنجره نزدیک تر می شود.
اما پیرمرد
فقط خیره به سقف آسایشگاهی ست
که با هر ترکی بر آن
موجی از جنگ برایش زنده می شود..

حسام برزگران

باقی ماجرا