سید علی صالحی

اگَرَم خدا بخواهد به هوای عشق کویش

اگَرَم خدا بخواهد به هوای عشق کویش
شب و روز آسمان را بزنم گره به مویش

چو سیه شود شبانه چه هراسی ای مسافر
که شبق بمیرد امشب همه از جلای رویش

سر و پا شکسته‌ام بین که بهای تربت دل
همه دل اگر چه دریا، که یکی حباب رویش

به امید سایه داری، سر و سجده سایه‌ام شد
همه پیرهن بشویم، به نَمِ نسیم خویَش

تو چه خامشی به خانه، خبرت دهم خدا را
همه در سماع و چرخش زِهیِ هوای هویش

تو نگر که در دوایر، همه هستی و زمانه
هم از ابتدای زادن، عجبا دَوَد به سویش

سید علی صالحی

Read more