حس آمیزی

یدالله گودرزی

تو را با دستهایم می بینم،

با لبانم می بویم

و با چشم هایم می چِشَم !

هر روز صبح

صدایت را می نوشم

و نگاهت را می شنوم !

تو رساترین

و زیباترین حسـآمیزیِ منی !

یدالله گودرزی

Read More

همه چی از یاد آدم می ره

حسین پناهی

  همه چی از یاد آدم می ره مگه یادش که همیشه یادشه یادمه قبل از سوال کبوتر با پای من راه می رفت . جیرجیرک با گلوی من می خوند. شاپرک با پر من پر می زد . سنگ با نگاه من برفو تماشا می کرد . مست می کردم من با زنبور ، از گس عطر گل بابونه . سبز بودم در شب رویش گلبرگ پیاز . هاله بودم در صبح ، گرد چتر یاس . گیج می رفت سرم ، در تکاپوی سر گیج عقاب . نور…

Read More

هواپيما به زمين خورده باشد

آیدا مجیدآبادی

چه فرقي مي كند؟
هواپيما به زمين خورده باشد
يا زمين به هواپيما
ديگر تمام شد
ديشب
شب كاش ها بود
و كاش ها نتوانستند
زمين را جمع كنند
كه پای آسمان
ليز نخورد
همه چيز در برف نم پس مي دهد
همه چيز
حتي عمر آدم ها
ديشب
برف ها مرگ را دور زدند
و مرگ
دست و پايش را گم كرد
و لاي پلك هاي شب
تخم گذاشت
# دردنامه سقوط هواپیما در ارومیه. زمستان ۸۹
آیدا مجیدآبادی
از کتاب پروانه ها اتو بر نمی دارند

Read More