غلامرضا طریقی

طبق مقررات غزل گفته ام ولی

اشکی که روی گونه ی ما خط کشیده است
خون مقطری ست که رنگش پریده است

هر اشک ما چکیده ی صدها شکایت است
امشب ببین چقدر شکایت چکیده است

قلب من و تو گنبد سرخی است که در آن
روح رحیم حضرت عشق آرمیده است

مقرون به صرفه نیست که عاشق شویم چون
دوران اوج عشق به پایان رسیده است

اینجا مشخص است که گنجشک چند بار
از لانه اش بدون مجوز پریده است

حتی مشخص است کجا و چگونه شمع
پروانه را شبانه به آتش کشیده است

در شهر ما بهارِ پر از گل رباعی است
پاییز، مثنوی ست ، زمستان قصیده است

من شاعر قصیده ام اما دو خط کج
با پنبه ای سر سخنم را بریده است

طبق مقررات غزل گفته ام ولی
حرفی غریبه بین حروفم خزیده است

شاعر پس از تحمل تبعید در وطن
بنیانگذار دولت قدرت ندیده است

#غلامرضا_طریقی

Read more
غلامرضا طریقی

گرچــــه هنگام سفــر جاده ها جانکاه اند

گرچــــه هنگام سفــر جاده ها جانکاه اند
روی نقشه، همه ی فاصله ها کوتاه اند!

فاصله بین من و شهر شما یک وجب است
نقشه ها وقتی از این فاصله ها می کاهند

من که از خود خبرم نیست چه قیدی دارم؟
جمله های خبــــری قید مکان میخواهند!!

راهی شهر شما میشوم از راه خیال
بی خیالان چه بخواهند چه نه؛ گمراهند

شهر پــُر می‌شود از اهل جنــون برج بـه برج
“مهر” خواهان شما “مشتری” هر “ماه” اند!

بــه “نظامی” برسانید که در نسخه ی ما
خسروان برده ی کت بسته‌ی شیرین شاه اند!

چند قرن است که خرما به نخیل است و هنوز
دستهای طلب از چیدن آن کـوتاهـند

غلامرضا طریقی

Read more

در کنگره بزرگداشت کریمی مراغه ای چه گذشت

اسماعیل امینی، استاد دانشگاه و شاعر طنزپرداز در دوره آموزش شعر کلک خیال گفت: در شعرهای میرزا حسین کریمی مراغه‌ای، آمیزه‌ای از همه گونه‌های طنز، عرفانی، تعلیمی، حکمی و ژورنالیستی موج می‌زند.

Read more