بنیامین دیلم کتولی

ببخش اين هردو چشمم را اگر ناگاه مي خوابد

ببخش اين هردو چشمم را اگر ناگاه مي خوابد
كه سربازان نمي خوابند وقتي شاه مي خوابد

من از تو بوسه ي دزدانه اي مي خواستم اما
چه سود آنجا كه صاحب خانه اي آگاه مي خوابد

سبك تر مي كند پلك تو تيغ راهزن ها را
كه گاهي كاروان خسته اي در راه مي خوابد

چه در اندام ترد خويشتن داري كه خود حتي
پلنگ بر پتو در حسرت اين ماه مي خوابد

هميشه شاعري چون من در آغوش زني اما
پريزادي پريخو چون تو با اشباح مي خوابد
.
کمی کوتاهتر از قبل می گردد شبم وقتی
زنی مانند تو با دامنی کوتاه می خوابد ..

بنیامین دیلم کتولی

Related Post

                     

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *