احمدطاهری

آزرده از این گنبد دوار گذشتیم

آزرده از این گنبد دوار گذشتیم
با خون دل و گریه ی بسیار گذشتیم

ما آمده بودیم به دیدار عزیزی
افسوس که بی دیدن و دیدار گذشتیم

چون موج خزیدیم و به ساحل نرسیدیم
چون رود که از خویش به اجبار گذشتیم

آتش به دل و خون به جگر در همه ی عمر
از کوچه ی پر خاطره ی یار گذشتیم

یک عمر دویدیم و به جایی نرسیدیم
تا خسته و دلمرده و غمبار گذشتیم

چون خوب نشد زخم جگر سوز جدایی
مجروح و روان خسته و بیمار گذشتیم

«احمدطاهری»

                     

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *