پاییز رحیمی

تویی بهانه ی یک عمر،بی بهانگی ام

تویی بهانه ی یک عمر،بی بهانگی ام
و عاشقانه ترین،حسرت زنانگی ام

تویی صدای ِ تمام پرندگان ِ جهان
که من بدون تو پاییز ِ بی ترانگی ام!

بهارهای زیادی گذشت از سر ِ من
ولی شکفته نشد روح سبز ِ دانِگی ام

سکوت و خودخوری و اشک و ترس و بدبینی
نمادِ ساده ی یک عمر ، موریانگی ام

شبیهِ خوشه ی انگورهای سرخِ حیاط
تو آمدی و نشستی به بزم خانگی ام؛

و بعد، مستی ِ لبهای تو شرابم کرد
و عشق بُرد مرا سمت ِ بی کرانگی ام

تو آشتی دادی سایه ی مرا با من
تویی که خاتمه دادی به چندگانگی ام

“تو عاشقانه ترین شعر روزگار منی”
و شاهکار چهل سال، شاعرانگی ام!!

پاییز رحیمی

پاییز رحیمی
پاییز رحیمی

Related Post

                     

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *