محمد مهدی هرمزی

ویرانه شدم بعد تو اى خانه ات آباد

ویرانه شدم بعد تو اى خانه ات آباد
بيچاره دلى كه سر و كارش به تو افتاد

بعد از تو كه دستان مرا پس زده بودى
غم بود كه هر بار فقط دست به من داد

صد نامه نوشتم همه امضا شده با اشك…
صد بار غرورم به تو آن را نفرستاد

آزاد؛ هرآنكس كه به دام تو اسيرست
دربند؛ هرآنکس که شد از بند تو آزاد

در پیله ی خود حبس شدم چون که پس از تو
انگیزه ی پروانه شدن از سرم افتاد .

محمد مهدی هرمزی
                     

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *