هخا هاشمی

زندگی دایره در دایره سرگردانی‌ست

زندگی دایره در دایره سرگردانی‌ست
چشم بر هم بزنی،مرحله‌ی پایانی‌ست

بگذارید که خاموش بمانم در خویش
لب اگر وا بکنم دردِدلم طولانی‌ست

مثل یک کاخِ قدیمی پُرم از خاطره‌ها
ترسم از زخم‌زبانهای پس از ویرانی‌ست

دل به آرامش ِ مصنوعی دریا بستید!
دل ِ دریا متشنّج،دل من طوفانی‌ست

سرو ِ آزاده‌ی این جنگل وهم‌آلودم
تیشه خورده‌ست تنم،مرگ و سقوطم آنی‌ست

کینه و بخل و بدی از صفت آدمهاست
عشق هم از هیجانات ِ خوش ِ انسانی‌ست

حرف ِ ناگفته اگر درک شود گنجینه‌ست!
شعر ِ من نیز پُر از آنچه خودت میدانی‌ست

دوستت دارم و از گفتن ِ آن معذورم
بدترین عشق،همین رابطه‌ی پنهانی‌ست

 

هخا هاشمی

Related Post

                     

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *