از وقتی که رفتی مث بمبم

bahmani sher dayra

گلدون کوچیکی توو سینم هست
که عمریه تووش گل نمیکارم
جای توئه تنها توو این گلدون
باید واست جاتو نگه دارم

میگن جنوب این روزا آلوده ست
آخه عزیزم من مگه مردم
من با چشای خیسم از گیلان
سوغاتی واست بارون آوردم

مثل یه قالب یخ که توو گرما
هی قطره قطره زندگیش میره
تووی تب دوریت همین روزا
جوون منو این اشکا میگیره

از وقتی که رفتی مث بمبم
هیشکی ازم سر در نمیاره
تنها میمونم چون حضور من
واسه خود مردم خطر داره!

رفتی از این آغوش با اینکه
جا داش«ت» واست بی حد و اندازه
هر وق«ت» بخوای میتونی برگردی
آغوش دریا دائما بازه

 

حسین صبح خیز

                     

Leave a Comment