آرش شفاعی

ترانه گفت: برقصم به روی لب هایت؟

ترانه گفت: برقصم به روی لب هایت؟
ستاره گفت:بتابم بر اوج شب هایت؟

بهار گفت:بیایم به ابر امر کنم
زلال لطف بپاشد به سوز تب هایت؟

اجازه هست بمیریم اگر دل تو گرفت؟
و نقل شعر بپاشیم بر طرب هایت؟

چه رعد و برق بهارانه ای پس از باران
دل رحیم تو و آن به آن غضب هایت

چه وقت می رسد آن خوش حساب امر کند
بیا و بازبگیر از لبم طلب هایت

به شعر من نظر اندازد و بفرماید
پسند آمده در خاطرم ادب هایت

عجیب نیست اگر سحر می کنی با شعر
منم دلیل نجیب همه عجب هایت

 

آرش شفاعی

                     

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *