ارسال مطلب

دوستان برای انتشار شعرتان در وب سایت هفت بیت
شعر خود را در این پست به صورت نظر قرار دهید
تا بعد از تایید از طرف تیم هفت بیت منتشر گردد

اگر تمایل به انتشار تصویر خود همراه با شعرتان را دارید تصویر مورد نظر را در یک آپلود سنتر مانند http://picofile.com آپلود کنید و لینک حاصل را زیر شعر قرار دهید

 

                     

67 comments

  1. خوشم می آید از شبهای پاییز
    که می بارد درآن بارانِ یکریز!

    خوشم می آید از آن گفتگوها
    هوای گم شدن در جستجوها

    هوای مهربانِ مهرماهی
    سبک تر از هوای صبحگاهی

    هوای ابریِ آبانِ آبی
    شبیه ِ رنگ نارنج و گلابی!

    ببین! آواره ی یک جای دنجم
    اسیر گندم و بوی برنجم

    غمِ پاییز در شعرم نهان است
    که می گویند فصل ِ شاعران است

    فدای چشمهای صادقِ تو
    دل من کَم کَمَک شد عاشقِ تو!

    دلم ابری ست ای روحِ بهاران
    نیازِ مُبرمی دارم به با را ن !

    دکتر یدالله گودرزی

  2. نام ترانه:گرگ های آدم نما

    رها شدم تو جنگلی که اسم اون زمینه
    هر جا نگا میکنم گرگی توی کمینه

    نبض زمین تو دست گرگای آدم نماس
    بغضی که تو گلومه نفرت من از اونهاس

    گرگای آدم نما خدای جنگ و خونن
    خدان ، ولی اسیر وسوسه و جنونن

    سلولای مغز ما تیر تفگ اونهاس
    زیر پوتین اونها جون ِ من و تو و ماس

    روح کتاب تاریخ راه غم و جنونه
    که مثل قلب سنگی دساش به رنگ خونه

    راهی برای نجات از این جهنم میخوام
    فقط یه دوست همدم فقط یه آدم میخوام

    شماهایی که دارین ترانمو میخونین
    برین دوبار کتاب « ریشه ها»رو بخونین

    وقتی شب ابری رو من و تو میپرستیم
    مثل خاریم که توی چشم بهار نشستیم

    شاعر:ابوالقاسم کریمی (فرزندزمین)

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *