ارسال مطلب

دوستان برای انتشار شعرتان در وب سایت هفت بیت
شعر خود را در این پست به صورت نظر قرار دهید
تا بعد از تایید از طرف تیم هفت بیت منتشر گردد

اگر تمایل به انتشار تصویر خود همراه با شعرتان را دارید تصویر مورد نظر را در یک آپلود سنتر مانند http://picofile.com آپلود کنید و لینک حاصل را زیر شعر قرار دهید

 

                     

33 comments

  1. سادگی ، عشق ، صفا ، چشمه ی روشن دارد
    “طعم شیرین عسل” ، با تو چشیدن دارد
    خلق بد را به کناری بگذار، ای آدم
    خلق بد در دل خود با همه دشمن دارد
    سر به هر جا بگذاری که نباشد احدی
    خلقت بطن تو صد باغِ ملوّن دارد
    آینه باش ، تحمل بکنی هر کس را
    دل زنگار زده سختیِ آهن دارد
    به گل آلوده ی تزویر مزن دل را که
    چشمه ی ذوق تو افکار مُبَرهَن دارد
    شاعرم کرده دوچشمانِ ادب خیز تو که ـ
    ـ دفترِ شعر غزل های مُدَوَّن دارد
    گر تو باور بکنی معجزه ی نیکی را
    میوه ی ناب ادب ، لذت چیدن دارد
    علی امینی رودهنی

  2. شبیه قطره اشکی که ناگهان افتاد

    به یک نگاه تو آشوب در جهان افتاد

    فریب چشم تو را خوردو هیچ چیز نگفت

    پرنده ای که به غفلت ازآسمان افتاد

    چو باد خانه به دوشی کشید ،بر گُرده

    به هر کجا که سخن از تو در میان افتاد

    نشست گرم شود درکنارت اما ،شد _

    شبیه قهوه ی تلخی که از دهان افتاد

    نشد دوباره به پاخیزد از زمین آنکه

    به عشق چیدنت از روی نردبان افتاد

    تو ماهتاب غزل بودی و کمان ابرو

    چنان که باهوست در نمی توان افتاد

    نخواست باز کند زخم تازه را شاعر

    بجای شعر خودش در تنور نان افتاد
    2
    عیب از دِل ِ ما نیست اگر گِل شده باشد

    _همرنگ ِ پریشانی ِ ساحل شده باشد

    لاقید ترین آدم ِ دیوانه ی در شهر

    بادیدنِ رویت ،متحوّل شده باشد

    در مَنظَرِ محراب دوابروت چو شیخی

    سرگرم ِ کش و قوس ِ نوافل شده باشد

    دیوانه و دلواپس از این بام به آن بام

    حیران تو و ماه قبایل شده باشد

    از خویش مران آدم ِ سرگشته ی ما را

    حیف است دلی عاطل و باطل شده باشد

    حیف است نمازی که به عشقت شده برپا

    بی قامت ِ رعنای تو باطل شده باشد

    هرچند که کفراست ببینند دراین بیت

    این قبله به چشمان تو مایل شده باشند

    بیچاره پلنگی که زمین خورده ی ماه است :

    _دیوانه ی درک مُتِقابل شده باشد

    بیچاره هرآنکس که در این عالم خاکی

    دل برده پس از ای دل ِ غافل شده باشد
    3
    جای من دیوانه دراین شهر اضافی ست

    باید بروم درد به اندازه ی کافی ست

    نا عمد نگاهم به تو افتادو رقیبم کینه به دل انداخته در بند تلافی ست

    سردرگم و نایافته در خویشم و از دور

    می پرسی از احوال بدم این کلافی ست

    می خواهدت آنکس که به یاد تو در این شهر

    تنها ثمر زندگی اش قافیه بافی ست

    با عشق کنارآمدن شاعر دلتنگ

    مانند دل خون شده با حرف گزافی ست

    پایان مسیر است و دلم درصدد یک بوسه به لب مست تو در وقت اضافی ست

    مهدی نژادهاشمی

نظرات خوانندگان

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *