نیما یوشیج

در پیله تا به کی بر خویشتن تنی
پرسیـد کـرم را مـرغ از فروتنی

تا چنـد منـزوی در کـنج خلـوتی
دربسـته تا به کی در محبس تنی

در فکر رستنـم ـ پاسخ بداد کرم ـ
خلوت نشسته ام زین روی منحنی

هم سال های من پروانـگان شدند
جستند از این قفس،گشتند دیدنی

در حبس و خلوتم تا وارهم به مرگ
یا پـــــر بر آورم بهـر پریـــدنی

اینک تو را چه شد کای مرغ خانگی!
کوشش نمی کنی،پری نمی زنی؟

نیما یوشیج

کانال تلگرامی ما

One comment

  1. ” سعادت آباد “

    از میدان کاج
    تا چهارراه سرو را پوشانده است
    برف بر چشم انداز نگاه من می بارد
    تا برج میلاد
    که از همه ی سروها و کاجها قدبلندتر است
    و مثل یک آدم بلاتکلیف
    در سرمای این همه برف
    یخ زده است!
    دربند، شانه هایش را می تکاند
    و برف قل می خورد
    و از میدان بهمن می گذرد
    تا بهشت زهرا
    که به سپیدی می زند….

    پارویت را بردار
    که زیر این همه برف
    رویاهای بسیاری مدفون شده است

    #شهاب_گودرزی

نظرات خوانندگان

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

4 × پنج =