اصغر عظیمی مهر

اصغر عظیمی مهر

اصغر عظیمی مهر

 

 

مردی که ویران از فراق ات بود، من بودم!
از هر جهت در اشتیاقت بود، من بودم!

هروقت سردت شد همان مردی که سیگارش-
در حکم گرمای اجاقت بود، من بودم!

در خلوتت گویی تو را هر لحظه می پایید!
روحی که دائم در اتاقت بود، من بودم!

طاقت می آرم رفتنت را! چونکه مردی که –
عمری فقط در حال طاقت بود، من بودم!

در زندگی از هر رفیقی، نارفیقی دید؛ –
با این همه اهل رفاقت بود، من بودم!

مردی که هر کاری که از دستش برآمد، کرد؛
اما به چشمت بی لیاقت بود، من بودم!

 

 

اصغر عظیمی مهر
اصغر عظیمی مهر

اصغر عظیمی مهر

Related Post

                     

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *