آیدین شیخ «شکیبا»

۷۱b6e426a84c832020c0548396b27ba4e6e7a849

«مدامم مست می دارد نسیم جعد گیسویت»
میان این همه آدم منم مسحور جادویت

همان یک لحظه کافی بود و من گشتم اسیر تو
تو هستی آسمانِ منْ و منْ هستم پرستویت

رها کن جسم و جانت را میان بازوان من
که من بی تاب می گردم از آن عطر و از آن بویت

ندارم جز تو یاری و نیابی چون منی عاشق
به قربان دو چشم تو به قربان دو ابرویت

ولی افسوس و صد افسوس، دارد اختیارت را
کَسی دیگر به غیر از من کَسی دور از بر و رویت

شبی دیگر “شکیبا” را به رویای خوشت دریاب
که من آرامشی یابم از آن چشمان آهویت

آیدین شیخ «شکیبا»

Related Post

                     

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *