دکلمه شعر طاعون عارف قهرمانزاده

دانلود دکلمه شعر طاعون عارف قهرمانزاده

دانلود دکلمه شعر طاعون اثری منحصر به فرد

از عارف قهرمانزاده عزیز

امید وارم لذت ببرید

full-discography-download

dl.maku-pic.ir/DEKLAME/aref-ghahramanzadeh/taoon%201/Aref%20_%20Taoon%20_128_.zip

قسمتی از دکلمه :
رفتنت را چگونه بنویسم
با تو ام ای قشنگ قدیسم

حال من بعد رفتنت این است
کوره راهی که رو به پایین است

مثل بن بست بی سر و آغاز
مثل برجک بدون یک سرباز

مثل تاریخ های بی تقویم
مثل شاهی که مانده بی اقلیم

مثل یک جام شربتی مسموم
مثل یک شعر نیمه بی مفهوم

مثل شهری که مسخ طاعون شد
مثل یک رگ که خالی از خون شد

مثل ویروس مضحکی بودی
درد سنگین و مهلکی بودی

بعد مرگ تو شهر ویران شد
عشق هم حرف پشت دندان شد

در درونم قبیله ای مردند
بچه هایی که سال میخوردند

مثل بختک به جان من افتاد
درد های عمیق پر تعداد

رفته بودی و داغ میدیدم
لشکری با چراغ میدیدم

رفته بودی و رفتنت را من
مو به مو مینوشتمش عینا

گفته بودم اگر شبی رفتی
راه شب را عقب عقب رفتی

دست خطی و نامه ای بگذار
روی در ها نشانه ای بگذار

گفته بودم که بی تو میمیرم
رفتنت را بهانه میگیرم

بعد کوچت بهار خواهد رفت
از کفم اختیار خواهد رفت

گفته بودم هبوط خواهم کرد
از خودم هم سقوط خواهم کرد

زندگی هم عذاب خواهد شد
سقف بر سر خراب خواهد شد

یاد داری کلاغ پر ها را
پر زدن های نا برابر را

رفتی اما نه نامه ای هم نیست
دست خطی نشانه ای هم نیست

مثل چیزی که ناگهان بود
چون شهابی و کهکشانی بود

مثل معبد که مسجدش کردند
مثل رودی که راکدش کردند

مثل یک جت که مهو از رادار
گشت اما بدون یک هشدار

مثل شمعی که دست طوفان است
قبل رفتن همیشه لرزان است

مثل صد چیز مثل اینهایی
مثل حکمی که بعد از اجرائی

فصل اردی بهشت من بودی
شکل باغ و بهشت من بودی

بعد کوچت بهار من گم شد
عمر شش در چهار من گم شد

مثل مردی که از نفس افتاد
سینه اش هم به خس و خس افتاد

باغ سبزم غریب و بیکس شد
دست و پایش نصیب کرکس شد

من شدم مرد سست طاعونی
با دو چشم ضعیف زیتونی

خانه ام شد خرابه ای متروک
من شدم مرد تا ابد مفلوک

دژ سنگین و محکمم را باد
در نوردید و زوزه سر میداد

لاشخور ها تناولم کردند
عرض یک شب چپاولم کردند

همنشینم که مار و گژدم شد
حرف هایی که حرف مردم شد

عده ای هم که محرمم بودند
با من و خانه هم قسم بودند

صبح فردای بی کسی رفتند
با من و خانه هم قسم بودند

صبح فردای بی کسی رفتند
تسلیت های نارسی گفتند

حال من بعد رفتنت این شد
مثل مردی که مسخ و نفرین شد

گاه فاز خیال میگیرم
رفتنت را محال میگیرم

مینویسم دوباره می آیی
با تو ام ای عروس رویایی

 

دکلمه شعر طاعون عارف قهرمانزاده
دکلمه شعر طاعون عارف قهرمانزاده

 

                     

2 comments

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *