ناجی غریب زاد

این گوشه حسابش جداست

این گوشه حسابش جداست
از حیاتِ پنجره ای مه گرفته
تا اینترنت بگیری و
در گوشش هزار لبخندِ زیپ ببندی
تو
گوشه ای از ماهور های آفتابی
آن مرد
مرددِ گوشه ای از ابیانه ای ابری ست
و من اینجا
باز می شوم
در صفحه ی نمایشِ هزار صفرِ برگشتی
وقتی صدا را شکسته و
سیما را برف می شوی ،
آنگاه
رمزِ آخرین دهکده را
در اطلاعاتِ به روزی ات مرور می کنم
با کلمه ی حافظه در موقت
نقطه ای مشکوک
و ریزآهنگِ بسته شد . نقطه

 

.
ناجی غریب زاد

 

ناجی غریب زاد
ناجی غریب زاد

Related Post

                     

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *