محمد مهدی درویش زاده

امشب به چشمم خیره شو اینجا فقط سرماست

 

 

امشب به چشمم خیره شو اینجا فقط سرماست
هیزم به همراهت نیاور آتشش برپاست
از آبی چشمت به خوبی می توان فهمید
حتی اگر باران نبارد در دلت دریاست
خود را شکستم تا مرا با گل بسازی باز
دعوای آدم ها همیشه بر سر حواست
اما تو گندم با کسی خوردی که آدم نیست
می ترسم از شری که دامان گیر آن دنیاست
کابوس این شب های من از ترس دنیا نیست
تصویر بعد از رفتنت بدجور واویلاست
پایان تصمیم تو را من خوب می دانم
مانند این سریال ها از اولش پیداست
اما الان انگار شب هم رو به پایان است
حالا که کلی حرف دارم وقت رفتن هاست
الله اکبر ، این صدا را خوب می دانم
وقت نماز صبح در چشم سحر پیداست
حرف دلم را باز می ترسم نمی گویم
سربسته می گویم بیا اینجا دلی تنهاست.

محمد مهدی درویش زاده

 

 محمد مهدی درویش زاده
محمد مهدی درویش زاده

Related Post

                     

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *